الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

470

الغدير ( فارسى )

بود . - اعتراف كرد كه اين بيعت تصادفى بود ، لذا گفت : هركه آن را تجديد كند ، بايدش كشت . - بدين جهت ، كار به شورا افكند ، ميان شش نفر كه صاحب اختيارش ابن عوف بود . - هدف اين شورا ، توطئهء قتل على بود كه تنها خدايش نگاهبان بود . - و گرنه شير بيشهء شجاعت كجا و كفتارهاى ترسو كجا ؛ خورشيد رخشان كجا و اختران كم‌سو كجا . - شگفتا ! با كدامين سابقه و ارج همتاى او شدند ، آيا جز او كسى لايق خلافت بود ؟ - منتها ، مقدرات ، بر وفق مرادشان جارى گشت و اراده خدا در آزمايش استوار و متين است . - با سرگشتگى و ضلالت خداى را نافرمان شدند و چونان عاد و جرهم به هلاكت رسيدند . - عذرشان به پيشگاه مصطفى چه باشد كه به رستاخيز گويد : از چه با على خيانت كرديد ؟ - و چون پرسيد : از پس من با همتاى من چه كرديد ، پاسخشان چيست ؟ - نه اين بود كه از شما تعهد گرفتم ، از چه به عهد و پيمانش خيانت كرديد ؟ - فرمان خدا را پشت سر نهاديد ، و با او به مخالفت برخاستيد ، چه بد كرديد ! - خاندان خود را به رهبرى شما انتخاب كردم ، آيا در سايهء آنان ، راه هدايت گرفتيد ؟ - نعل وارونه زديد ، بر آنان ستم رانديد و نعمت مرا كفران نموديد . - با سركشى و طغيان هماره تيغ كين برافراشتيد ، تا به مراد دل رسيديد . - گويا بيگانگان رومند كه سپاهتان صليب را در هم شكند ، و پيروز گردد . - به خونخواهى پدرانتان ، فرزندان مرا كشتيد و داغ ننگ و عار بر پيشانى خود نهاديد . - شما بىپدران ، ارث مرا از دخترم دريغ كرديد ، اما خلافت را دست‌به‌دست به ارث برديد . - گفتيد : پيامبر براى فرزندش ارث نمىنهد . با اين تصور ، صحيح است كه اجنبى وارث او گردد ؟